بدترین پسر دنیا رمان کودک

کد شناسه :9589
بدترین پسر دنیا رمان کودک
موجود نیست

تو در حیاط را باز کردی و ویل را بردی توی جاده؟! تنها چیزی که جاده‌ی قدیمی را از جاده جدید جدا می‌کند، فقط چندتا کلاهک نارنجی است. تمام کامیون‌هایی که از بندر می‌آیند، از این جاده عبور می‌کنند. اگر بچه‌ای آن طرف‌ها برود خدا می‌داند چه بلایی سرش می‌آید! رنگ مارتی مثل قسمت‌های سفید روزنامه شد. مامان از قیافه‌ی گناهکار مارتی همه‌چیز را فهمید و جیغ زد: «بگو ببینم برادر کوچولویت کجاست؟»

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر